مرضيه محمدزاده
1194
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
نور حق بود كه خاموش نگردد هرگز * هست در هر دو سرا گرمى بازار حسين نامش آتش به دل عارف و عامى زد و باز * با خبر كس نشد از حرمت بسيار حسين از سر صدق قدم چون به ره دوست نهاد * محو تا حشر نخواهد شدن آثار حسين پرتو ذات خدا هست حسين بن على * منكر حق شود آن كو كند انكار حسين تا نمودار شود جلوهى يزدان خوشتر * اهرمن صحنه بياراست به پيكار حسين او حيات ابدى داشت توان گفت آرى * كرد با خويش ستم خصم ستمكار حسين فاتح هر دو سرا كشتهى عاشورا بود * گشت مغلوب ابد دشمن خونخوار حسين زنده از نهضت خونين حسين است اسلام * عقل و عشقند ستايشگر كردار حسين چشم گردون كه بود خيرهى جانبازىها * كس نبيند به وفادارى انصار حسين اشك مهلت ندهد تا به لب آرم سخنى * از جوانمردى جانسوز علمدار حسين اى ابا الفضل كه فضل از تو فضيلتها يافت * نخل آراسته بودى تو به گلزار حسين دو على را پسر فاطمه در راه خداى * داد و سجّاد بشد قافله سالار حسين دشمن رذل ، ستم هرچه فزونتر مىكرد * غافل از دوست نمىشد دل بيدار حسين من كه شرمندهى بىحاصلى خويشتنم * كى توانم سخنى گفت سزاوار حسين فخرم اين است كه بدانند كه « ناظر زاده » * چاكرى هست كمر بسته به دربار حسين « 1 »
--> ( 1 ) - تجلى عشق در حماسه عاشورا ؛ ص 252 و 253 .